معیارهای اصلی زیبایی، فرم و صورت، رنگ، علائم و نمادها و تزئینات هستند.همچنین هدف از زیبایی توضیح چیستی زیبایی ها و نحوه ادراک آنها و تحلیل سطوح و گونه های آن است.زیبایی شناسی از رشته های سنتی فلسفه بوده و در سده های ۱۷ و ۱۸ بسیار پر رونق بود اما امروزه در فلسفه خیلی به آن توجه نمی شود، چراکه فلاسفه معاصر معتقدند زیبایی امری ذهنی و انتقال ناپذیر است و دوست داشتن دلیل و برهان نمی خواهد.
در کنار زیبایی و زیبایی شناسی، شناختن زیبایی نیز می تواند به درک زیبایی بسیار کمک کند.زیبایی شناختی معنا بخش زندگی است و انسان با توجه به محیط اطراف و ویژگی های درونی خود زیبایی را تجربه می کند و این تجربه می کند و این تجربه تبدیل به زیبایی شناختی می شود.زیبایی شناختی فضا، زمانی ارزش می یابد که به طور مستقل در ذهن ادراک شود و ذهن بیننده را به فعالیت تحریک کند.

نقد و بررسیها
هنوز بررسیای ثبت نشده است.